شما تا حالا عاشق شدید؟؟!!!
Salooooooooooo!!!!!
تا حالا شده عاشق یه نفر باشید بعد ندونید که طرف چه حسی نسبت به شما داره؟؟ یعنی یه جورایی عشقتون یه طرفه باشه؟! می خوام داستان
عشق و عاشقی یکی از دوستام رو واستون بگم گوش ات با منه؟؟!! پس برو که رفتیم!! کجا؟؟ خب سر اصل مطلب که داستان عاشقی دوستمه
دیگه، این دوست ما عاشق پسر داییش می شه خیلی هم خاطرشو می خواسته ولی مشکل اینجا بود که دوست ما نمی دونسته که طرف دوستش
داره یا نه. بنا به دلایلی که خیلی از خانما در جریان هستن دوست ما نمی تونست به طور مستقیم به پسرداییه بگه که دوسش داره ،بهش علاقه داره.
تا اینکه پسر عموش میاد خواستگاریش از اونجایی که باباهه خیلی خاطر پسر برادرشو می خواسته موافقت خودشو اعلام می کنه .می مونه نظر
دوستم. از اونجایی که دوستم پی به یه طرفه بودن عشقش می بره سعی می کنه یه جورایی اونا فراموش کنه پس به پسر عموهه جواب مثبت می ده
تا با این کار پسر داییه رو فراموش کنه (تا اینجای داستان آدم دلش زیاد نمی سوزه حالا ادامشو گوش کن)
یه ماه بعد از مراسم عقد، دوست ما از طریق دختر داییش می فهمه که پسر داییه بهش علاقه داشته و....................فروردین 86 جشن ازدواجشونه
دوستمو می گم با پسر عموش...........
شما نذارید عشقتون از دست بره یا بهتر بگم عشقتون رو دو دستی بچسبید!!!!!!!!!!!!
تقدیم به مادر عزیزم که منو خیلی زود تنها گذاشت و رفت.
قدر مادراتون رو بدونید، تنها کسانی که آرامش رو می شه در کنارشون احساس کرد.
مادر......
ای واژه ی بکر جاودانه !
ای شعر موشح زمانه !
ای چشمه ی سینه جوش الهام !
ای حس لطیف شاعرانه !
ای مطلع و مقطع غزلها
ای لطف و ترنم ترانه !
شبها که ز دیده خواب گیرد—
شعرم به سروده ی شبانه
بینم که نشسته ایی تو بیدار
بر بستر طفل پر بهانه
آوازه ی گرم لای لایت
افکنده طنین عارفانه
شاعر نه منم، تویی که باشد
شعرت همه شور مادرانه
احساس تو را کسی ندارد
از تست مرا هم این نشانه.